به گزارش خبرنگار بینالملل ایبنا، تصویر آرامشبخش گذراندن سالهای کهنسالی در خانهای ساحلی زیر نخلهای مدیترانه، این روزها به ابزار اصلی واسطههای ملکی و رسانههای تجاری برای جذب داراییهای خرد سالخوردگان تبدیل شده است. بنگاههای معاملاتی با تکیه بر کاهش ظاهری هزینههای جاری و بستههای تشویقی آتن، تصویری بهشتگونه و بینقص ارائه میدهند که با واقعیتهای میدانی و چالشهای عمیق ساختاری فاصله معناداری دارد.
با این حال بازنشستگانی که به امید فرار از هزینههای سرسامآور زندگی در آلمان راهی سرزمین هلاس میشوند، خیلی زود درمییابند که پشت این تبلیغات رنگارنگ، مخاطرات مالی، حقوقی و انزوای معیشتی سنگینی پنهان مانده است.
تجارت رویا با شعار رهایی از سرمای آلمان
در همین راستا رسانههای اقتصادی آلمان به شکل هماهنگ رویای مهاجرت بازنشستگان به سرزمینهای جنوبی را تبلیغ میکنند. روزنامه هاندلزبلات با اتکا به اظهارات واسطههای تجاری و انتشار گزارشهای ترویجی، اقامت دائم کهنسالان در جنوب را راهکاری هوشمندانه و جذاب برای فرار از فشارهای روزمره معرفی میکند.
هر چند «یورگوس گاوریلیدیس» مدیرعامل شرکت واسطه املاک «الکسیس»، با استناد به پروندههای متقاضیان این بنگاه مدعی است که بیثباتیهای سیاسی و اقتصادی در آلمان انگیزه مهاجرت سالمندان را به شدت افزایش داده است، اما اینگونه اظهارات بیش از آنکه بیانگر یک تحلیل جامع از مهاجرت باشد، ترفندی حسابشده برای تحریک هیجان خریداران و افزایش معاملات شرکتهای املاک برونمرزی است.
در نتیجه این فضاسازیهای رسانهای، بازنشسته آلمانی به جای ارزیابی بیطرفانه تواناییها و نیازهای خود، در موقعیت پذیرش بدون تردید گزینههای فروشندگان قرار میگیرد. خریدار احساس میکند اگر امروز ملک پیشنهادی را معامله نکند، فرصت طلایی فرار از نااطمینانیهای وطنی را برای همیشه از دست خواهد داد.
سراب ارزان بودن و شکاف آمارهای کاغذی با واقعیت
این در حالی است که پایگاههای آماری تجاری مانند نامبئو و محاسبات برخط زندگی ارزان با ادعای تفاوت بیست درصدی سطح قیمتها در یونان نسبت به آلمان، توهم رفاه ارزان را در ذهن کهنسالان تقویت میکنند. این سامانهها بر مبنای دادههای غیررسمی کاربران و بدون ارزیابی شاخصهای دقیق سبد مصرفی سالمندان، ادعای کاهش هزینهها را تکرار میکنند.
دادههای تطبیقی سطح قیمتهای مصرفکننده در مرکز آمار اتحادیه اروپا موسوم به یورواستات نیز اگرچه میانگین شاخص را پایینتر نشان میدهد، اما واقعیت سبد مصرفی دوران کهنسالی را آشکار نمیکند. این آمارها هزینههای سرسامآور حملونقل اختصاصی، سیستمهای گرمایشی غیراستاندارد در زمستانهای مدیترانهای و خدمات ضروری اختصاصی را بازتاب نمیدهند.
به همین دلیل، پساندازهایی که قرار بود یک زندگی آرام و مرفه بسازند، به سرعت در چرخه هزینههای جاری پیشبینینشده محو میشوند. ارزان بودن عمومی کالاها هرگز به معنای کاهش هزینههای خاص زندگی در انزوای جزیرهای یا شهرهای کوچک نیست و شوک مالی زودهنگامی را به مهاجران تحمیل میکند.
تورم ملکی و تله مناطق به ظاهر ارزان
در حوزه خرید مسکن نیز گزارشهای تجاری به دنبال معرفی مناطقی هستند که هنوز به ادعای آنها قیمتهایی ارزان و مناسب دارند. این توصیهها چشمانداز خرید را ساده جلوه میدهند و تلاش میکنند بازنشستگان را به سوی خرید در مناطق حاشیهای یا جزایر دورافتاده سوق دهند.
بر اساس آمارهای رسمی بانک مرکزی یونان، روند صعودی قیمت املاک فقط به شهرهای بزرگ خلاصه نمیشود و بخش مسکن در مناطق پیرامونی و غیرپایتختی نیز رشد مداوم و شدیدی را تجربه کرده است. چنین جهشهایی موجب شده تا خرید ملک در این نواحی نیز نیازمند سرمایهای بسیار بالاتر از انتظارات اولیه باشد.
علاوه بر این، ملکهای کمقیمتتر در عمل خانههایی فرسوده، بدون دسترسی به سامانههای ارتباطی مناسب و با هزینههای کمرشکن نگهداری سالانه هستند. خریدار خارجی ناخواسته سرمایه سالهای عمر خود را در ملکی حبس میکند که در زمان نیاز ضروری، نقدشوندگی بسیار پایینی دارد.
دام مشوق هفت درصدی و بحران ساختار درمانی
این در حالی است که تخفیف مالیاتی هفت درصدی که از سوی «سازمان مستقل درآمدهای عمومی یونان» تبلیغ میشود، تنها در شرایط اداری بسیار سختگیرانه و به مدت محدود پانزده سال اعمال میگردد. این مشوق قانونی در واقع حربهای دولتی برای جذب نقدینگی خارجیهاست، بیآنکه درباره پیمانهای مالیات مضاعف با کشور مبدا شفافسازی کاملی صورت گیرد.
بحران بزرگتر زمانی رخ میدهد که نیاز به خدمات پزشکی و بهداشتی پیش میآید و طبق رهنمودهای رسمی «کمیسیون اروپا»، مهاجران بازنشسته باید بر اساس نظام درمانی کشور میزبان نیازهای خود را پوشش دهند. ساختار درمانی یونان به ویژه در مناطق غیرمرکزی و جزایر با کمبود شدید پزشک متخصص و امکانات اورژانسی روبرو است.
در واقع فاصله گرفتن از سامانههای پیشرفته بهداشت عمومی آلمان، هزینههای گزاف بیمههای مکمل خصوصی و ضرورت مسافرتهای درمانی مکرر، شیرینی تخفیف مالیاتی را به کلی نابود میسازد. سالمند آسیبپذیر در عمل میان نظام درمان عمومی ضعیف و هزینههای سربه فلک کشیده بخش خصوصی گرفتار میماند.
رویای آرامش در زیر نخلها و تابش آفتاب جنوب، وقتی در بوته واقعیتهای اقتصادی و بهداشتی قرار میگیرد، نشانههای یک سراب ساختگی را به نمایش میگذارد. تصمیم برای ترک میهن در کهنسالی اگر بر بستر تبلیغات رسانهای و هیجان آفرینی دلالان ملک بنا شود، فرجامی جز فرسایش اندوختههای مالی، تنهایی و پشیمانی نخواهد داشت؛ چرا که آفتاب هیچگاه نارساییهای یک ساختار ناکارآمد را جبران نخواهد کرد.
نظر شما